ریشه قرآنی و حدیثی عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها

ریشه قرآنی و حدیثی عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها

عصمت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

 

حضرت فاطمه‏ ى زهرا عليهاالسلام، تنها زن معصوم اسلام است، كه عصمت او ريشه ‏ى قرآنى و حديثى داشته و تاريخ زندگى پرافتخارش، شاهد بزرگ ديگرى در اين مقوله مى‏ باشد.

فاطمه عليهاالسلام پيش از آنكه متولد گردد، نطفه‏ اش از غذاى پاك بهشتى در صلب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و آنگاه خديجه قرار داده شده و در رحم مادر، پناه و انيس او به حساب آمده و هنگام ولادت با فرستادگان غيبى به سخن پرداخته و سپس در مدت محدود حياتش صدها كرامت محيرالعقول نشان داده و... همگى اينها از عصمت آن بانوى گرانقدر حكايت دارد.

آرى فاطمه عليهاالسلام به عنوان الگو و اسوه‏ ى زنان عالم معرفى شده و ديگر زنان، بايد از زندگى بى ‏لغزش او سرمشق بگيرند و شيوه‏ هاى تربيتى و اخلاقى و خودسازى را، در آيين: عبادى، همسردارى، پرورش فرزند، حقوق اجتماع و مردم و... به كارگيرند و آن كنند كه او كرده و آن گونه روند كه او رفته است.

نگارنده عقيده دارد كه خانه و زندگى مشترك خانوادگى، بهترين محك براى سنجش اخلاق و رفتار و ايمان و تقوا و عدالت و... هر كس محسوب مى ‏گردد و حضرت فاطمه عليهاالسلام در كنار پدر و خانه‏ ى پدرى امتحان خوبى داده و مدال «فداها ابوها». «ام ابيها» و دهها مدال ديگر از دست پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله دريافت داشته است و هم در خانه شوهر تا آنجا پيش رفته، كه اميرالمؤمنين مى‏ فرمايند: فاطمه عليهاالسلام كوچكترين عملى كه باعث خشم من گردد انجام نداد، او مرا نافرمانى نكرد و با اخلاق و رفتارش غمها و غصه‏ هاى ديگر مرا برطرف ساخت.

 


 
شهادت قرآن بر عصمت فاطمه(سلام الله علیها)

 

 

پروردگار عالم در قرآن مجيد (سوره‏ ى احزاب، آيه‏ ى سى و سه) مى‏ فرمايند:
انما يريداللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل‏ البيت و يطهركم تطهيرا.
خداوند فقط مى‏ خواهد پليدى و گناه را از شما اهل‏بيت دور كند و كاملا شما را پاك گرداند.

اين آيه گواهى مى ‏دهد كه اهل‏بيت معصوم و بى‏ لغزش هستند و هيچ گناهى نمى ‏كنند. («الرجس» در آيه شامل همه‏ ى گناهان و لغزشها مى‏ گردد، كه اهل‏بيت از آنها دورند.)

مراد از اهل‏بيت كيست؟ جواب و بحث و بررسى آن در فصل اول اين كتاب گذشت و طبق احاديث معتبر اهل سنت و اظهارات و اعترافات همسران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، ثابت گرديد كه مراد از آن پنج تن آل‏ عبا مى‏ باشند، كه فاطمه‏ ى زهرا عليهاالسلام يكى از آنهاست، بنابراين، فاطمه عليهاالسلام طبق گواهى قرآن مجيد معصوم مى ‏باشد.
استدلال اميرالمؤمنين در عصمت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

چون خليفه‏ ى اول پس از رحلت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فدك را غصب كرد و حضرت فاطمه‏ ى زهرا با او به محاجه و مناظره پرداخت، اميرالمؤمنين على عليه‏السلام نيز پس از سخنرانى و خطبه فاطمه عليهاالسلام در مسجد، به مسجد رفت و از جمله‏ ى سخنانش خطاب به ابوبكر فرمود:

يا ابابكر! بگو ببينم قرآن خوانده ‏اى؟
ابوبكر: بلى خوانده‏ ام.
على عليه‏ السلام: بگو ببينم آيه‏ ى تطهير: «انما يريداللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا، (1)در حق ما نازل شده، يا در حق ديگران؟
ابوبكر: در حق شما نازل شده.
على عليه‏ السلام: اگر كسى شهادت دهد كه فاطمه عليهاالسلام كار بدى انجام داده چه مى ‏كنى؟ آيا شهادت او را مى ‏پذيرى يا نه؟
ابوبكر: بلى، مى‏ پذيرم و براى فاطمه عليهاالسلام مانند ديگران حد جارى مى‏ كنم.
على عليه ‏السلام: در اين صورت در پيشگاه خدا كافر مى‏ شوى.
ابوبكر: چرا؟
على عليه‏ السلام: زيرا در اين فرض، تو شهادت خدا را كه به پاكى فاطمه عليهاالسلام گواهى داده قبول نكرده و گواهى مردم را گرفته ‏اى، همان طورى كه شهادت خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در اين مورد ناديده گرفته و فدك را از فاطمه عليهاالسلام به يغما برده‏ اى؟
ابوبكر! مگر فدك در دست فاطمه عليهاالسلام نبود؟ چرا و چگونه چيزى كه در دست او است، از او بينه و شاهد مى‏ خواهى؟

مردم چون اين مناظره و سخنان على و ابوبكر را مى‏ شنيدند، بر روى يكديگر نگاه كرده و گفتند: «صدق واللَّه على بن ابى‏ طالب؛ سوگند به خدا كه حق با على عليه‏ السلام است. (2)
قابل توجه است، كه اميرالمؤمنين از آيه‏ ى تطهير بر عصمت فاطمه عليهاالسلام استدلال نموده و مهاجرين و انصار نيز آن را پذيرفته و مورد تأييد قرار داده‏ اند.

 


 
روايت فريقين و عصمت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

 

 

عن ابى‏ جعفر (سلام‏ الله‏ عليه) فى قول الله (عز و جل) «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»، قال: نزلت هذه الآيه فى رسول‏الله و على بن ابى‏طالب و فاطمه و حسن و حسين (علیه السلام) و ذلك فى بيت ام‏سلمه زوج النبى فدعا رسول ‏الله (صلی الله علیه و آله) عليا و فاطمه والحسن والحسين (صلوات ‏الله ‏عليهم) ثم ألبسهم كساء له خيبريا و دخل معهم فيه، ثم قال: اللهم هولاء اهل بيتى و عدتنى فيهم ما وعدتنى، اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا، فقالت و أنا معهم يا رسول‏الله قال: أبشرى يا ام‏سلمه فانك الى خير (3)


امام باقر (علیه السلام) مى‏ فرمايد: آيه تطهير درباره‏ ى رسول ‏الله و على و فاطمه و حسن و حسين (صلوات‏ا لله‏ عليهم) در خانه ام ‏سلمه نازل شده است. وقتى اين آيه نازل شد حضرت على و فاطمه و حسن و حسين (سلام ‏الله‏ عليهم) را زير كساى خيبرى جمع كرد و فرمود: خدايا اينها اهل‏بيت من هستند كه در مورد آنان وعده‏ه ا داده‏ اى خدايا رجس و پليدى را از آنان دور كن و آنان را پاك و منزه گردان.

پي نوشت ها

1ـ احزاب/ 33.
2ـ احتجاجات طبرسى، چاپ نجف، ج 1، ص 122- 123.
3ـ نورالثقلين، ج 4، ص 270.

 

 

 

برترى فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بر پيامبران پيشين دلالت بر عصمت ايشان

 

شكى نيست كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله، در ميان تمام مخلوقات عالم، برترين آنان است و اگر نور پاك او نبود و وى قدم به هستى نمى‏ گذاشت، بدون ترديد، خداوند متعال دگران را خلق نمى ‏كرد. (1)

و از سوى ديگر در احاديثى كه از طريق عامه و خاصه نقل شده، پنج تن آل‏ عبا، همگى نور واحد و در پيشگاه الهى به يك ميزان خواهند بود، (2) هر چند برترى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر ديگران مسلم است.

و در حديثى رسول خدا مى ‏فرمايند: «من برترين انسان جهان براى اولين و آخرين هستم و بعد از من على عليه‏ السلام برترين مخلوقات جهان است، بدانيد كه اول ما مثل آخر ما و آخر ما مثل اول ما مى‏باشد. (3)

و از سوى سوم از خود پيامبر خدا مى‏ خوانيم كه مى‏ فرمايند:
«حسن و حسين بهترين انسان روى زمين بعد از من و پدرشان مى ‏باشند و مادرشان بهترين زن عالم است.» (4)
و در ساير سخنان پربار اهل‏بيت مى‏ خوانيم كه خداوند انبيا را بر ديگران تفضيل داده و آنان را نيز در مراتب كمال و فضيلت يكسان نيافريده، بلكه چند نفر آنان كه به اولوالعزم معروفند، بر ساير سفيران آسمانى مقدم داشته و اهل‏بيت عصمت و طهارت عليهم‏السلام را نيز بر اين (انبيا اولوالعزم) برترى داده است. (5)

و بالاخره در يك روايتى از امام صادق عليه‏السلام آمده است: تمام پيامبران گذشته براى معرفت حقوق و ولايت ما مبعوث شده‏اند و موظف بوده‏اند ما را بر ديگران مقدم بدانند.(6)

اگر به دقت و بدون ذهنيت اين احاديث را مورد نظر قرار دهيم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه انبياى الهى همگى معصوم بودند و اينكه على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام، بعد از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، از همه‏ ى آنان برترند، بدون ترديد در تمام فضائل و از جمله‏ى در عصمت بر همه‏ ى آنان تفوق دارند. (دقت فرماييد.)

از طرف ديگر در فصل ششم اين كتاب روايات متعددى را از طريق اهل سنت و تشيع ملاحظه فرموديد كه اگر على نبود، براى فاطمه عليهاالسلام كفو و همتايى پيدا نمى ‏شد، خواه آدم و انسانهاى ديگر.
علما و دانشمندان بزرگ و محققين عاليقدر از اين حديثها نيز، تفوق و برترى على و فاطمه عليهم‏السلام را بر همه‏ ى انسانها جز رسول خدا استفاده كرده‏ اند. در اين صورت براى فاطمه‏ ى زهرا عليهاالسلام فوق عصمت ثابت مى ‏شود، زيرا به استناد اين حديثها، فاطمه عليهاالسلام برابر على است و چگونه مفروض است كه انسان عاقل، در دو تساوى يكى را بر ديگرى مقدم بدارد؟

 


 
گواهى ملائكه بر عصمت حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

 

 

از روايات متعددى استفاده مى‏ شود كه جبرئيل و ساير ملائكه آسمانها، بر حضرت فاطمه عليهاالسلام نازل شده و با وى به مكالمه و مصاحبه پرداخته و در ضمن سخنان خود، در فضائل و مناقب آن بانوى گرامى، مطالبى مى‏ گفتند كه عصمت آن بزرگوار از آنها ثابت مى ‏شود؛ اينك به دو مورد اشاره مى‏ كنيم:

قال رسول‏ اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: «... ابنتى فاطمه، و انها لسيده نسا العالمين فقيل: يا رسول‏اللَّه! اهى سيده نسا عالمها؟ فقال: ذاك لمريم بنت عمران، فاما ابنتى فاطمه فهى سيده نسا العالمين من الاولين و الاخرين و انها لتقوم فى محرايها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكه المقربين و ينادونها بمانادت به الملائكه مريم فيقولون يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين. (6)
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: دخترم فاطمه سرور زنان عالميان است. از او سئوال شد يا رسول‏

اللَّه! سرور زنان زمان خودش؟ فرمودند: اين امتياز محدود، مربوط به حضرت مريم است، ولى دخترم فاطمه برترين زن عالميان از اولين و آخرين است. او هنگامى كه در محراب عبادتش قرار مى‏ گيرد، هفتاد هزار ملائكه از مقربين درگاه الهى بر او سلام و درود مى‏ فرستند و او را مخاطب قرار مى‏ دهند، با آن جمله‏ اى كه مريم را مخاطب قرار داده بودند، و چنين مى‏ گويند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر تمام زنان عالميان برترى داده است.

و حضرت صادق عليه ‏السلام مى‏ فرمايند:
انما سميت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السما فتناديها كما تنادى مريم بنت عمران فتقول: يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين. فتحدثهم و يحدثونها فقالت ذات ليله: اليست المفضله على نسا العالمين مريم بنت عمران؟ فقالوا: ان مريم كانت سيده نسا عالمها و ان اللَّه عزوجل جعلك سيده نسا، عالمك و عالمها و سيده نسا الاولين و الاخرين. (7)
از اين جهت يكى از نامهاى فاطمه «محدثه» بود، كه ملائكه به حضور او مى ‏آمدند و مانند مريم با وى سخن مى‏ گفتند، از جمله روزى به او گفتند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و تو را بر زنان ديگر جهان برترى داده، هم سخنان او را گوش مى‏ دادند و هم به وى سخن مى‏ گفتند.
فاطمه از ملائكه پرسيد: مگر طبق آيه‏ ى چهل و دو سوره ‏ى آل‏ عمران، مريم برترين زن جهان نيست؟ ملائكه گفتند: مريم سرور زنان زمان خود بود، ولكن تو سرور زنان معاصر و اولين و آخرين و حتى سرور زنان عصر مريمى.

اين دو حديث كه به عنوان نمونه انتخاب گرديد، فاطمه عليهاالسلام را سرور زنان جهان، برگزيده‏ى خدا، همنشين و همصحبت ملائكه و جبرئيل- كه مقربان درگاه الهى- بودند، ناميده است. در اين صورت مى‏ توان به عصمت زهرا عليهاالسلام ترديد كرد؟!
پي نوشت ها

1ـ لولاك كما خلقت الافلاك و لو لا على لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما. (عوالم، ج 11 ص 25 و 26).
2ـ على (ع)مى‏فرمايند: رسول خدا به منزل ما آمدند، در حالى كه من در خواب بودم، او بعد از مذاكره با دخترش به او فرمودند: «انى و اياك و هذين و هذا الراقد فى مكان واحد.» يعنى من و تو (دخترم) و اين حسن و حسين و اينكه خوابيده (على) در يك مكان و منزله مى‏باشيم. (فرائد السمطين، ج 2، ص 28 ش 367).
3ـ بحار، ج 26، ص 316، ح 79: انا سيد الاولين و الاخرين و انت يا على! سيدالخلائق بعدى، اولنا كاخرنا و آخرنا كاولنا.
4ـ بحار 26، ص 272 و، ح 14: الحسن و الحسين خير اهل‏الارض بعدى و بعد ابيها و امهما افضل نسا اهل‏الارض.
5ـ بحارالانوار، ج 26، ص 199، ح 11، عن الصادق (ع): ان اللَّه فضل انلى العزم من الرسل بالعلم على الانبيا و ورثنا علمهم و فضلنا عليهم فى فضلهم...
6ـ اصول كافى، ج 1، ص 437، ح 4: ما من نبى جا قط الا بمعرفه حقنا و تفضيلنا على من سوانا.
7ـ عوالم، ج 11، ص 99.
8ـ بحار، ج 43، ص 78، ح 65.

 

 

 


اشكال بر عصمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) و پاسخ به آن  

 


 
بعضى گفته‏ اند: آيه‏ ى مذكور دلالت بر عصمت ندارد. زيرا آيات قبل از آن و آيات بعد از آن، درباره‏ى زنان رسول اكرم نازل شده و خطابه به آنان متوجه است. و به قرينه‏ ى سياق بايد گفت: آيه‏ ى مذكور نيز درباره‏ ى زنان آن حضرت نازل شده و مخاطب در آيه، آنها هستند.

بنابراين اگر آيه دلالت بر عصمت كند بايد گفت: زنهاى رسول ‏اللَّه نيز از گناه معصوم بوده ‏اند در صورتى كه اين مطلب را نه كسى گفته و نه مى توان گفت. از اين رهگذر است كه بايد بگوييم: آيه اصلا دلالت بر عصمت ندارد. نه در مورد زنهاى آن حضرت، نه در مورد ساير اهل‏بيت.

پاسخ:
علامه سيد عبدالحسين شرف ‏الدين اشكال مذكور را نقل كرده و به چند وجه آن را پاسخ داده است:

اول: احتمال مذكور اجتهاد است در مقابل نص، زيرا در چندين روايت كه به حد تواتر مى ‏رسد اين مطلب وارد شده كه آيه مذكور در شأن على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم‏السلام) نازل شده و اختصاص به آنان دارد. حتى وقتى ام‏سلمه خواست در زير جامه داخل شود پيغمبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) جداً او را ممنوع ساخت.

دوم: اگر آيه درباره‏ ى زن هاى رسول خدا نازل شده بود بايد به صورت خطاب مؤنث ادا شده باشد و بگويد: (انما يريد اللَّه ليذهب عَنْكُنَّ الرجس اهل البيت و يُطَهِّرُكُنَّ تطهيرا). نه به صورت جمع مذكر.

سوم: در بين عرب‏هاى فصيح، مرسوم است كه در بين كلماتشان جمله‏ هايى را به عنوان جمله‏ ى معترضه ذكر كنند. بنابراين مانعى ندارد بگوييم: خداوند متعال آيه ‏ى مزبور را در بين آياتى كه در شان زنهاى رسول خدا نازل شده قرار داده تا اهميت موضوع را برساند و بدين نكته اشاره كند كه چون اهل‏بيت پيغمبر از گناه معصومند نبايد مورد تعرض كسى قرار گيرند حتى زنان پيغمبر هم حق تعرض بدانها را ندارند.

چهارم: در عين حالى كه در قرآن كريم تحريفى واقع نشده و آيات آن كتاب آسمانى هيچ كم و زياد نشده است اما اين مطلب مسلّم نيست كه آيات و سوره‏هاى قرآن، عينا به همان ترتيبى كه نازل شده، جمع و تدوين شده باشند. مثلا هيچ بعيد نيست كه آيه مذكور، تنها درباره‏ ى اهل‏بيت نازل شده باشد ولى در موقعى كه آيات جمع و تدوين مى‏ شده آن را در بين زنان پيغمبر گنجانيده باشند. (1)

دليل دوم: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به فاطمه فرمود: خدا براى غضب تو غضب مى‏ كند و براى خشنودى تو خشنود مى‏ شود. (2)
حديث مذكور را سنى و شيعه قبول دارند و در كتابهاى خود نوشته‏اند. برطبق اين حديث هر جا فاطمه (عليهاالسلام) غضب كند خدا نيز غضب مى‏كند و هرگاه خشنود و راضى شود خدا نيز راضى و خشنود مى‏ گردد. البته اين مطلب مسلم است كه رضايت و غضب خدا مطابق واقع و حق است. هرگز به كارهاى زشت و خلاف حق خشنود نمى‏ شود، گرچه ديگرى از آن كار خشنود شد. هرگز از كارهاى خوب و حق غضبناك نمى‏ شود، گر چه مبغوض ديگران باشد.

لازمه‏ ى اين دو مطلب اينست كه فاطمه (عليهاالسلام) از گناه و خطا معصوم باشد، زيرا اگر معصوم باشد رضايت و غضبش بر طبق موازين شريعت خواهد بود و هيچگاه بر خلاف رضاى خدا راضى نمى ‏شود و هيچگاه از حق و كارهاى نيك غضبناك نمى ‏شود. در چنين صورتى مى‏ توان گفت: اگر فاطمه (عليهاالسلام) غضب كند خدا غضب مى‏ كند و اگر خشنود شود خدا خشنود مى‏ شود.
اما اگر معصيت و خطا درباره‏ اش روا باشد نمى‏توان به طور كلى گفت: از غضب او خدا غضب مى ‏كند و از خشنوديش خشنود مى‏ شود. مطلب را با مثالى روشن سازيم:

اگر فرض كنيم كه حضرت فاطمه معصوم نباشد و اشتباه و گناه درباره ‏اش جايز باشد، در اين صورت ممكن است بواسطه‏ ى اشتباه يا تمايلات نفسانى، برخلاف حق و واقع، چيزى را از كسى مطالبه كند و كارشان به نزاع و كشمكش منجر شود ولى طرف مقابل تسليم نگردد و او را مغلوب سازد، در اين صورت ممكن است آن حضرت غضبناك گردد و اظهار عدم رضايت كند آيا در چنين فرضى مى ‏توان گفت: چون فاطمه (عليهاالسلام) غضب كرده خدا نيز غضب مى‏ كند گرچه حق با طرف مقابل بوده است؟ ابداً چنين كار زشتى را نمى‏ توان به خدا نسبت داد.
بواسطه‏ ى اين روايت نيز مى‏توان عصمت زهرا را اثبات نمود.

رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: فاطمه (عليهاالسلام) پاره‏ ى تن من است، هركس او را خشمناك كند مرا خشمناك خواهد كرد. (3)
اين حديث نيز در كتابهاى سنى و شيعه موجود است و همه‏ ى مسلمانان حتى عمر و ابوبكر به صحت آن اعتراف دارند. با بيان فوق، اين حديث نيز بر عصمت حضرت زهرا دلالت دارد، زيرا پيغمبر اكرم از گناه و خطا و تمايلات نفسانى معصوم است. بر كارى غضب مى‏كند كه مبغوض خدا باشد و به چيزى راضى مى‏ شود كه رضايت خدا در آن باشد. بنابراين در صورتى مى‏ توان گفت: هرگاه فاطمه غضب كند پيغمبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) نيز غضب مى‏ كند كه معصوم باشد و احتمال گناه و خطا درباره‏ اش جايز نباشد.

يكى ديگر از شواهد عصمت حضرت زهرا اين حديث است:
امام صادق عليه ‏السلام در حديثى فرموده: زهرا بدان جهت فاطمه ناميده شده كه شر و بدى در وجود مباركش راه ندارد. (4)

 


گواهى رسول خدا بر عصمت فاطمه (سلام الله علیها)

 

 

رسول گرامى اسلام در احاديث زيادى كه از طريق سنى و شيعه نقل گرديده، فاطمه را پاره‏ ى تن خود معرفى نموده و فرموده است: هركس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و دشمن او دشمن من و خدا است.

و در حديث ديگرى فرموده است: فاطمه پاره‏ ى تن من است، هركس او را اذيت كند، مرا اذيت نموده و كسى كه او را به خشم آورد من و خدا را به خشم آورده است.

و بالاخره در گروهى از احاديث، آن هم در منابع معتبر اهل سنت مى‏ خوانيم كه خشم خدا فاطمه و رضايت الهى به رضاى او بستگى دارد.
باز هم دهها حديث- به همين مضمون- در كتب حديث طريقين يافت مى‏ شود و ما نيز در فصل 26 (كيفر ستمگران و دشمنان زهرا عليهاالسلام) بخشى از احاديث را با ذكر منبع و مرجع آنها آورديم...

آنچه از اين گونه احاديث در رابطه با عصمت زهرا استفاده مى‏ كنيم اينكه؛ اگر فاطمه عليهاالسلام معصوم نبود، چگونه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به طور مطلق خشم او را خشم خدا و رضاى او را رضاى الهى معرفى مى‏ كند؟! مگر مى‏توان رضا و خشم اشخاص غير معصوم را با رضا و خشم خدا مرتبط دانست؟!

ابن ابى ‏الحديد پس از اعتراف بر اينكه فاطمه عليهاالسلام از جمله افرادى است كه آيه‏ ى تطهير بر عصمت او دلالت دارد در اين باره مى‏ نويسد:
قوله عليه‏ السلام: فاطمه بضعه منى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه عز و جل يدل على عصمتها، لانها، لوكانت ممن تقارف الذنوب لم يكن من يوذيها موذيا له على كل حال... (5)
سخن پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد فاطمه عليهاالسلام كه مى ‏فرمايند: هركس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده و كسى كه مرا آزار دهد خدا را آزار داده است؛ دليل بر معصوم بودن فاطمه عليهاالسلام است، زيرا؛ اگر فاطمه عليهاالسلام غير معصوم بود، اذيت او در تمام حالات، اذيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله محسوب نمى ‏شد...

پس نتيجه مى‏ گيريم سخنان پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، بالاتر از عصمت فاطمه عليهاالسلام را مى‏رساند، كه دانشمندان سنى و شيعه به آن اعتراف دارند و شعراى اسلامى نيز با اشعار خويش قول خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در اين باره به نظم آورده‏اند:

و ان مريم احصنت فرجها - و جات بعيسى كبدر الدجى
فقد احصنت فاطم بعدها - و جات بسبطى نبى الهدى
(6)

مريم با پاكدامنى و عصمت خويش عيسى را به دنيا آورد كه مثل ماه درخشنده و نورانى بود. و زهرا نيز بعد از او پاك زيست و با مصونيت تمام دو نور ديده‏ ى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را تحويل داد و چون از امام صادق عليه‏السلام پرسيدند: چه كسى فاطمه عليهاالسلام را غسل داد؟
آن حضرت با استناد به معصوم بودن فاطمه عليهاالسلام فرمودند:
غسلها اميرالمؤمنين لانها كانت صديقه، و لم يكن ليغسلها الا صديق(7)
اميرالمؤمنين على عليه‏السلام او را غسل داد، زيرا فاطمه عليهاالسلام معصوم بود و معصوم را جز معصوم نمى‏ تواند غسل دهد.

چون سائل از اين جواب تعجب كرد، حضرت فرمودند: در مورد مريم نيز قضيه همين طور بود، او را كسى غسل نداد مگر حضرت عيسى.
ما در پايان اين فصل از مجموع سخنان و احاديث اهل‏بيت و آيه شريفه تطهير و احتجاج اميرالمؤمنين و اعتراف دانشمند بزرگ اهل سنت و... نتيجه مى‏ گيريم كه فاطمه عليهاالسلام مثل ساير حضرات معصومين، معصوم بود. و فضيلت او بر تمام پيامبران و ائمه‏ى اطهار- جز پدرش رسول خدا و شوهرش اميرالمؤمنين- ثابت است.


پي نوشت ها

 

 

1ـ كتاب الكلمة الغراء فى تفضيل الزهراء تأليف سيد عبدالحسين شرف‏الدين ص 212.
2ـ قال رسول‏اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: يا فاطمه ان اللَّه يغضب لغضبك و يرضى لرضاك- ينابيع المودة ص 203 مجمع الزوائد ج 9 ص 203.
3ـ قال رسول‏اللَّه: فاطمة بعضة مني فمن اغضبها اغضبنى- صحيح بخارى ج 2 ص 302.
4ـ كشف‏الغمه ج 2 ص 89.
5ـ شرح نهج‏البلاغه، ج 16، ص 273.
6ـ بحارالانوار، ج 43، ص 50.
7ـ بحارالانوار، ج 43، ص 184- عوالم، ج 11، ص 260- جلاءالعيون، ج 1، ص

نظرات

ارسال نظر

* فیلدهای ستاره دار حتما بایستی مقدار داشته باشند.