سيماي امام حسين (ع) و عاشورا در انديشه دانشوران غير مسلمان

سيماي امام حسين (ع) و عاشورا در انديشه دانشوران غير مسلمان

مقالات مرتبط

السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک ، عليک مني سلام الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار و لا جعله اللهآخر العهد مني لزيارتکم ، السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين .
سلام بر تو يا حسين ، سلام بر تو و بر ارواح پاکي که در راه تو فدا شدند، بر جمع شما(اصحاب و يارانت ) تا ابد درود الهي باد.
در نواي زندگي سوز از حسين
اهل حق ، حريت آموز از حسين
هر که پيمان با هو الموجود بست
گردنش از بند هر معبود رست
الله الله باي بسم الله پدر
معني ذبح عظيم آمد پسر
خاست آن سر جلوه خير الامم
چون سحاب قبله باران در قدم
بر زمين کربلا باريد و رفت
لاله در ويرانه ها کاريد و رفت
تاقيامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ايجاد کرد
بهر حق در خاک و خون گرديده است
پس بناي لااله گرديده است
خون او تفسير اين اسرار کرد
ملت خوابيده را بيدار کرد
رمز قرآن از حسين آموختيم
زآتش او شعله ها اندوختيم
اي صبا اي پيک دور افتادگي
اشک ما بر خاک پاک او رسان
قيام امام حسين عليه حکومت سلطنتي ـ استبدادي يزيد بن معاويه بن ابوسفيان ، در سال 61 هجري و تأثير آن در جهان اسلام را مورخان و مقتل نويسان چون ابي مخنف در مقتل الحسين ، ابوالفرج اصفهاني در مقاتل الطالبيين ، شيخ عباس قمي درنفس المهموم ، محمد باقر مجلسي در بحار الانوار، ابن طاوس در لهوف ، سيد شرف الدين عاملي در مجالس المفاخره ، شيخ مفيد در ارشاد، شيخ صدوق در امالي ، ابو المؤيدخوارزمي در مقتل خوارزمي ، ابن شهر آشوب در مناقب آل ابي طالب ، عبدالله بحراني اصفهاني در مقاتل عوالم ، ملاآقا دربندي در اکسير العبادات في الاسرار الشهادت ، سيدعبد الرزاق مقرم در مقتل الحسين ، اربلي در کشف الغمه ، سيد محسن الامين در اعيان الشيعه ، ابن اعثم کوفي در الفتوح ، باقر شريف القريشي در حياه الامام الحسين بن علي ،احمد ابن يعقوب در تاريخ يعقوبي ، ابوحنيفه دينوري در اخبارالطوال ، مسعودي در مروج الذهب ، ابن اثير در الکامل في تاريخ ، بلاذري در انساب و الاشراف ، محمدابن جريرطبري در تاريخ الامم و الملوک ، ابوعلي مسکويه الرازي در تجارب الامم ، مولا حسين واعظ کاشفي سبزواري در روضه الشهداء و ابن خلدون در العبر و ده ها نويسنده (مورخ ) ومقتل نويس آورده اند که همه مسلمان هستند.
تأثير قيام سرور آزادگان جهان به قدري ژرف و گسترده است که گذشت زمان نه تنها آن را به بايگاني تاريخ نسپرده ، بلکه با گذشت زمان ، نويسندگان ، وپويندگان راه حقيقت بيشتر به عظمت آن پي برده و تأثير آن قيام را حتي در خارج از جهان اسلام موردتوجه قرار داده اند . از شگفتي هاي قيام حضرت حسين (ع) که هر چقدر از سال 61هجري قمري ، سال قيام امام بيشتر فاصله مي گيريم ، مردم از هر عقيده و مسلک بيشتربه ابعاد عظمت و تأثير قيام پي مي برند و بر دوستداران امام و اهل بيت : اضافه مي گردد و از جان و دل مي گويند.
کجائيد اي شهيدان خدايي ؟ *** بلا جويان دشت کربلايي
کجائيد اي سبک روحان عاشق ؟ *** پرنده تر زمرغان هوايي
کجائيد اي زجان و جا رهيده ؟ *** کسي مر عقل را گويد "کجايي "؟
کجائيد اي در زندان شکسته ؟ *** بداده وامداران را رهايي
کجائيد اي در مخزن گشاده ؟ *** کجائيد از نواي بينوايي ؟
در آن بحريد کاين عالم کف اوست*** زماني بيش داريد آشنايي .
.در اين مقاله بر آن شديم که نظرات انديشمندان غير مسلمان را در مورد امام حسين وعاشورا بيان کنيم .
خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آيد در حديث ديگران

1ـ مهاتما گاندي
گاندي معمارِ استقلال هند و رهبر ملي مردم اين کشور، براي آزادي هندوستان ازسلطه انگليس ، هسته مرکزي قوي يک تشکيلات سياسي را پايه ريزي نمود و حزب کنگره را رهبري نمود و با تمرد از قوانين ، عدم تقبل پست هاي دولتي ، عدم همکاري بامأموران انگليسي و تحريم اجناس بريتانيايي ، يعني با اصل "مقاومت منفي " باسلطه انگليس مبارزه نمود و روح آزادي و بازگشت به هويت و سنت هاي اصيل هندي را احياءکرد. در آخرين بار که دولت انگليس در سال 1942 ميلادي او را بازداشت کرده گاندي هنگام توقيف ، فرياد "يا مرگ يا استقلال " را سر داد.
وقتي حر به امام حسين گفت : اگر جنگ کني کشته خواهي شد.
امام فرمود: مرا از مرگ مي ترساني ؟ که برادر اويسي ما گفته است : من حتماًمي روم و جوانمرد را از مرگ ، ننگ و عاري نيست . اگر عملش براي حق باشد... و با بذل جان خودبا مردمان ونيکوکار مواسات کند و از مردم مطرود و ملعون جدا شود... اين خواري براي توبس است که زنده بماني و مورد ظلم و تجاوز قرارگيري و نتواني از حق خود دفاع کني ،چقدر مرگ در راه وصول به عزت و احياي حق سبک و راحت است . مرگ در راه حق
وعزت ، زندگاني جاويد است و زندگاني با ذلت ، حياتي جزء مرگ نيست ... . مرحبا و آفرين به کشته شدن در راه خدا و ليکن شما توانايي به نابودي مجد و عظمت مرا نداريد ، پس دراين صورت مرا باکي از مرگ نيست "موت في عز خير من حياه في ذل "
گاندي در تفحص زندگاني امام حسين و علت جاودانگي و پايداري آن به يک مسأله مهم رسيده و همانا درسي از سرور آزادگان اخذ نموده و آن را براي استقلال هند به کار بسته است ، يعني او به پيروي از امام ، به مردم هند که طرفدار استقلال هند بودنداعلام نمود مرگ را به بازي و مسخره بگيريد و نترسيد.
"من براي مردم هند چيز تازه نياوردم ، فقط نتيجه اي را که از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگي قهرمان کربلا به دست آورده بودم ، ارمغان ملت هند کردم . اگربخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهي را بپيماييم که حسين بن علي پيمود... ."
2ـ پورشو تاملاس توندون (هندو) تاملاس که زماني رئيس کنگره ملي هندوستان بود، معتقد است که با بزرگداشت قيام و خاطره شهيدان کربلا هميشه روح معنويت ، آزاد زيستي ، بزرگواري ، فداکاري وايثاردر جامعه خواهد جوشيد و جامعه از فقر فرهنگي به غناي فرهنگي و اعتلا خواهد رسيد وهميشه سرزنده و در مسير حيات معقول پيش خواهد رفت .
زيرا در ياد بودها، بزرگداشت ها، روح حماسي ، آزادي خواهي ، جوانمردي ، ايثار، حق خواهي ، هويت مذهبي و ملي ، تقويت خواهد شد.
"من اهميت بر پاداشتن اين خاطره بزرگ تاريخي را مي دانم . اين فداکاري هاي عالي از قبيل شهادت امام حسين ، سطح فکر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود."
حسين مظهر آزادگي و آزادي است خوشا کسي که چنين مرام و آئين است
نه ظلم کن به کسي ني به زير ظلم بروکه اين مرام حسين است و منطق دين "خوشدل تهراني "
3ـ جواهر لعل نهرو شهادت امام حسين و خانواده اش را فاجعه اي ذکر کرده است که هر سال در ماه محرم از طرف مسلمانان و مخصوصاًشيعيان تجديد مي گردد و به خاطر آن سوگواري برپامي شود.
اين رفته سر به نيزه اعداء حسين توست اين مانده بر زمين ، تن تنها، حسين توست
"صباحي بيدگلي "
4ـ ساور جيني نايد اين شاعر هندي ، عزاداري عزاداران حسيني را هر سال موجب زنده نگهداشتن واقعه جانسوز کربلا مي داند و قيام حسيني را استوار نمودن دين بزرگ حضرت محمد (ص)ذکر مي کند که امام حسين عشق نهايي خود را به خدا با شهادتش ثابت نمود.
"شب شهادت حسين مريدانش با پيراهن هاي سياه ، و پاي برهنه ، با چشمان اشکبار به ياد واقعه جانسوز... داستان کهن مکرر و دردناک را بيان مي نمايند که مريدانت سراپا اندوه مي گويند: حسين ...اي حسين . چرا هزاران هزار دوست تو اين طور اشک مي ريزند؟ اي مقدس عالي مقام ، آيا اين ها براي فداکاري بي نظير تو نيست ؟ زيرا که پرچم دين بزرگ پيامبر (محمد (ص)) را برافراشتي و در مقابل شگفتي جهانيان ، عشق عجيب خود را به خدا ثابت نمودي ."
در مورد واقعه جانسوز کربلا، امام حسين مکرر آنچه راکه پيامبر (ص) و علي (ع) وامام حسن (ع) گفته بودند مي دانست . در مسافرتي که پيامبر داشت ، وقتي پيامبر به کربلارسيد، فرمود:
"جبرئيل مرا خبر مي دهد از زميني که کنار فرات واقع است و آن را کربلامي گويند... و من اکنون قتلگاه و محل قبر او را مي بينم ".
حتي امام حسن (ع) به امام حسين (ع) فرموده بود که "لا يوم کيومک يااباعبدالله" هيچ روزي مانند روز تو (عاشورا) نخواهد بود.
عيش ها تان نوش بادا هر زمان اي عاشقان وز شما کان شکر باد اين جهان اي عاشقان *** نوش و جوش عاشقان تا عرش و تاکرسي رسيدبرگذشت از عرش و فرش اين کاروان اي عاشقان
گر کسي پرسيد کيانيد اي سراندازان شماهين بگوييدش که جان جان جان اي عاشقان *** ما رميت اذ رميت از شکارستان غيب مي جهاند تيرهاي بي کمان اي عاشقان
5ـ رابرت وير رابرت وير با شش محقق ديگر کتاب جهان مذهبي را در دو جلد نگاشته اند. دراين کتاب شهادت امام حسين (ع) حادثه غم انگيز صدر اسلام آمده است و علت آن راعدم پذيرفتن يزيد به عنوان رهبر جهان اسلام از طرف امام حسين (ع) ثبت کرده اند.عدم بيعت امام حسين با يزيد موجب شد که يزيد براي خاموش نمودن هر نوع اعتراض ومخالفتي نيروهاي خويش را اعزام نمايد که نتايج زير حاصل شد:
1ـ امام حسين و کليه اعضاي خانواده و تني از يارانش در محلي به نام کربلا درعراق قتل عام شدند؛
2ـ جامعه اسلامي با شوک مواجه شد؛
3ـ مخالفت با بني اميه تشديد شد؛
4ـ پس از شهادت امام حسين (ع) حمايت از ائمه (ع) تشديد شد.
امروز را به خون شهيدان نوشته اندروز حسين ، کشته تيغ ستم گر است *** روز علي سرآمد و روز حسين گشت روز پسر چو روز پدر حيرت آور است
اين نيست کربلا که بلا خيز شد چنين اين صحنه قيامت و صحراي محشر است
6ـ واشنگتن ـ ايرونيک
اين مورخ آمريکايي ، معتقد است که امام حسين مسئول بود. او پيشوايي امت اسلام را به عهده داشت وامام جامعه خويش بود و امام نور را شايسته نبود که خلافت امام نار را بپذيرد . از اين رو فشارها وناراحتي ها را تحمل نمود تا دين اسلام را از چنگال بني اميه نجات دهد.
يزيد کسي بود که رغبت فراوان به خوش گذراني و شکار و شراب و زن و شعرداشت . حاصل حکومت او در مدت سه و نيم سال اين بود که در سال اول حسين بن علي (ع) را به قتل رساند، در سال دوم مدينه را سه روز تمام چپاول کرد و به دست يغماسپرد و در سال سوم کعبه را مورد تاخت و تاز قرار داد. واقعه جان گداز عاشورا چنان ناگوار وهولناک است که مورخاني نظير محمد بن علي بن طباطبا معروف به ابن طقطقي ، آن را
مشهورترين مصيبت ها دانسته و از شدت غم و اندوه نتوانسته است در اين مورد بيشترحوادث را مورد بررسي قرار دهد.
"کشته شدن حسين سرگذشتي است که به علت ناگواري و هولناکي آن دوست ندارم سخن را درباره اش طولاني کنم ، زيرا در اسلام کاري زشت تر از آن به وقوع نپيوسته است . اگر چه کشته شدن اميرالمؤمنين (ع) مصيبت بسيار بزرگي به شمار مي آمد، ليکن سرگذشت حسين (ع) چندان کشتار فجيع و مثله و اسارت در بر داشت که از شنيدن آن بدن انسان به لرزه مي افتد... زيرا که از مشهورترين مصيبت ها است ...".
ايرونيک روح اين قيام را جاودانه و فناناپذير و نمونه شجاعت دانسته و نوشته است ، "براي امام حسين ممکن بود که زندگاني خود را با تسليم شدن به اراده يزيد نجات بخشد، ليکن مسئوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي داد که او يزيد را به عنوان خليفه بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشار به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت در زير آفتاب سوزان خشک و در روي ريگ هاي تفتيده عربستان روح حسين فناناپذير برپاست . اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من حسين ."
7ـ ماربين آلماني
ماربين حضرت حسين (ع) را شخصيت سياسي ، مذهبي استثنائي در چهارده قرن اخير دانسته ، و علت جاودانگي قيام حسين را مبارزه با ظلم و ستم و جور بني اميه ، که غاصب حکومت بودند، ذکر کرده است . ماربين با تجزيه و تحليل قيام عاشورا، ريشه نهضت هاي عظيم اسلامي را تا امروز در شهادت امام حسين و ياران با وفاي او دانسته است که تن به بيعت با يزيد را نه تنها نپذيرفتند که زندگي در حکومت يزيد را ذلت وخواري مي دانستند و از اين رو براي رسيدن به مقصود عالي شان ، خود گذشتگي و شهادت را انتخاب کردند.
"...حسين تنها کسي است که در چهارده قرن پيش در برابر حکومت جور و ظلم قدعلم کرد...او اول شخص سياسيتمداري بود که تا به امروز احدي چنين سياست مؤثري اختيار ننموده است حسين (ع) به شعار هميشگي خود مي گفت من در راه حق حقيقت کشته مي شوم و دست بنا حق نخواهم داد...حسين (ع) ديد حرکات بني اميه که سلطنت مطلقه داشتند و دستورات اسلام را پايمال مي کردند نزديک است پايه هاي استوار ومستحکم اسلام را در هم ريزد و اگر بيش از اين مسامحه کند نام و نشاني از اسلام ومسلماني باقي نخواهد ماند تصميم گرفت در برابر حکومت جور و ظلم قد علم کند... اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد که ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست وبناي ستم هر جند ظاهراًعظيم و استوار باشد در برابر حق و حقيقت چون پرکاهي بر بادخواهد رفت ، مشروط بر اينکه مردمي حق طلب و حق پرست براي احياي حقيقت قيام کنند و با مبارزه فداکارانه خود دست از جان بشويند و بطلان ظلم و جور و حقانيت دين واخلاق را با خون خود بر صفحه تاريخ گيتي ثبت کنند... .
حسين (ع) با قرباني کردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود به دنيا درس فداکاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و درعالم بلند آوازه ساخت . اگر چنين حادثه جانگدازي پيش نيامده بود قطعاًاسلام واسلاميان محو و نابود مي گرديدند... .
حسين به يارانش گفت : من ننگ دارم که پسر معاويه شراب مي خورد و اشعارهوس آلود مي سازد...من بايد قيام کنم اگر شما از اين راه پر خطر مي ترسيدفوراًبرگرديد...ولي يارانش کشته شدن و فداکاري را بر زندگي ترجيح دادند...
هدف و ايده آل حسين ، جلوگيري از ظلم و ستم بود و اين همه قوت قلب و از خودگذشتگي را در راه مقصود عالي خويش به خرج داده است حتي در آخرين دقايق زندگي
طفل شيرخوار خود را قرباني حق و حقانيت نمود و با اين عمل انديشه فلاسفه و بزرگان عالم را متحير ساخت ... حسين (ع) مدتها بود که خود را آماده پيکار کرد و در انتظار چنين روزي دقيقه شماري مي کرد و مي دانست که زنده ماندن نام جاويدان اسلام و قرآن مستلزم اين است که او را شهيد کنند... با شهادت حسين ، زن و فرزندان او را اسير کردند وآن وقايع دردانگيز پيش آمد يک مرتبه قبايح و فجايع اعمال بني اميه ظاهر شد و يک مرتبه جنبش و نهضت عظيمي در مسلمانان پيدا و عليه سلطنت يزيد و آل اميه قيام کردند و آنها را ظالم و غاصب ناميدند... نهضت هاي عظيم اسلامي شروع شد و دنباله آن تا به امروز امتداد يافت روز به روز واقعه بزرگ کربلا اهميت و درخشندگي بيشتري يافت در کمتر از يک قرن سلطنت بني اميه منهدم شد و اگر در متن کتب تاريخي نامي از اين قوم ذکر شده و تعقيب آن هزاران نفرين و ناسزا هم نوشته شده ... ."
السلام عليک يا ابا عبدالله و لعن الله امه قتلتکم و لعن الله الممهدين لهم بالتمکين من قتالکم ...
سلام بر حسين ولعنت خدا بر مردمي که شما را کشتند و بر مردمي که وسايل جنگ با شما را فراهم نمودند... .
8- ژنرال سرپرسي سايکس
اوضاع کوفه را در زماني که حضرت امام حسين عازم کوفه بود و مسافري از کوفه به مکه مي رفت ، به امام گفت :
دل هاي مردم کوفه با تو هستند اما شمشيرهاي آن ها برخلاف تو.
سرپرسي به مذاکرات طولاني حسين (ع) با عمر بن سعد توجه نموده و نتيجه آن را چنان اعلام مي کند که امام حسين حاضر به تسليم نشد و شجاعت بي نظير بوجود آورد.
"ياران حسيني حاضر شدند که براي دفاع از خود تا آخرين دقيقه حيات با دشمن جنگ کنند. در حقيقت شجاعت و دلاوري که اين عده قليل از خود نشان دادند، به درجه اي بوده که در تمام اين قرون متمادي هر کس آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود".
صاحب اخبار الطوال کسي را که اوضاع کوفه را به امام حسين توضيح داد و گفته است که آنان دل هايشان با تو و شمشيرهايشان بر ضد تو بود. همانا همام بن غالب معروف به فرزدق ثبت کرده است که در منطقه "صفاح " با امام ديدار کرد.
9 - ادوارد براون مستشرق انگليسي
او در مورد مصيبت بزرگ کربلا مي گويد: "آيا قلبي پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخني به گوش مي رسد ، مالا مال حزن و اندوه نگردد؟ حتي غير مسلمانان هم نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در برداشت انکار کنند."
روز کربلا در دل دوستداران علي و پيروان تشيع ، شعله تازه و فروزان تري برافروخت و ريخته شدن خون نواده پيغمبر با وحشيانه ترين نوع و هزاران شکنجه وعذاب ، خشم و نفرت زايد الوصفي درميان پيروان امام پديد آورد که در مصيبت کربلادل ها سخت به درد آمد و از همان وقت اين روح شهادت و فداکاري و حقير شمردن مرگ به فعاليت شيعيان قدرت دائم التزايدي بخشيد... .
اين زمين پر بلا را نام ، دشت کربلاست اي دل بي درد، آه آسمان سوزت کجاست
اين فضا دارد هنوز از آه مظلومان اثرگر زدود آه ما عالم سيه گردد رواست "محتشم کاشاني "
10ـ توماس کارلايل مورخ انگليسي
کارليل (کارلايل ) درمورد ايمان استوار و اعتقاد راسخ قهرمان کربلا مي گويد:
"بهترين درسي که از تراژدي کربلا مي گيريم اين است که حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشته اند آن ها با عمل خود روشن کردند که تقوي و برتري عددي در جايي که حق با باطل روبرو مي گردد اهميتي ندارد پيروزي حسين با وجود اقليتي که داشت باعث حيرت و شگفتي من است ".
مغلوب شد به ظاهر و غالب به خصم گشت بايد زيان و سود در آخر حساب کرد
شريفي
11ـ جرجي زيدان
جرج زيدان در مورد امام حسين کتاب فاجعه کربلا را تأليف نموده است . زيدان دراين کتاب با مراجعه به کتب معتبر و موثق ، مختصري از تاريخ صدر اسلام و حوادث عاشورا را تا ورود اسيران کربلا به شام آورده است که دراين جا به حضور اسيران در برابريزيد اشاره مي گردد:
"... منظره سر بريده حسين (ع) همه را متأثر و محزون ساخت ...وقتي چشمان يزيد بر سر بريده افتاد سر تا پا بلرزيد و دانست چه عمل بزرگ و فجيعي را مرتکب شده است ..."
عجيب است که يزيد به حضرت زينب 3 گفت : پدر و برادرت (علي و حسين ) ازدين خارج شدند.
زينب گفت : تو و پدر و جدت به دين خدا و دين پدر و برادر و جدم داخل شديد.
مضمون نامه عبيدالله بن زياد به عمربن سعد که شمر فرستاد، چنين است :
"من ترا به طرف حسين نفرستادم که با او به ملايمت و خوشي رفتار کني و به اوامان دهي ... اگر تسليم شدند پيش من بفرست وگرنه با آن ها بجنگ و همگي را به قتل برسان ، زيرا مستحق کشته شدن مي باشند...اسب ها را از روي نعش آن ها بگذرانند اگراوامر ما را اجرا کني پاداشي خوبي به تو خواهم داد و گرنه از کار کناره گيري کن ، شمر بن ذي الجوشن فرماندهي کل را به عهده خواهد گرفت ..."
سرني در نينوا مي ماند اگر زينب نبودکربلا در کربلا مي ماند اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ ، ز سيل انقلاب پشت کوه فتنه ها مي ماند، اگر زينب نبود"قادر طهماسبي "
12ـ نيکلسون
نيکلسون مي گويد: "بني اميه طغيان گر بودند و قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند.مسلمين را خوار نمودند وصاحبان اصلي حکومت راکشتند. بنابراين ، تاريخ از روي انصاف حکم مي کند که خون حسين (ع) به گردن بني اميه است ."
نيکلسون در جايي ديگر حادثه کربلا را موجب اتحاد مي داند و تأثير آن را در ايران ذکر مي کند.
"حادثه کربلا مايه پشيماني و تأسف امويان شد زيرا اين واقعه شيعيان را متحدکرد و براي انتقام حسين هم صدا شدند و صداي آن ها در همه جا و مخصوصاً نزد ايرانيان که مي خواستند از نفوذ عرب آزاد شوند ، انعکاس يافت ."
پرچم دين چون به جا ماند از فداکاري او تا قيامت پرچشمش را دست حق بر پا کند
ابتدا قانون آزادي نويسد در جهان بعد از آن با خود هفتاد و دو تن امضاءکند
"آستانه پرست "
13 ـ فرانسيسکو ـ گابريلي
استاد دانشگاه رم معتقد است که قيام حسين موجب گسترش شيعه در ايران ،عراق و آفريقا شد و امام جزييات حوادث عاشورا را مي دانست :
"حسين (ع) در حال عادي از سرنوشت خود اطلاع نداشت اما همين که در صددمي آمد به سرنوشت خود فکر کند تمام وقايع سرزمين کربلا را نه فقط بطور کلي بلکه به طور جزيي مي ديد...انعقاد مجالس تذکر براي حسين (ع) از طرف شيعيان در قرن چهارم هجري متداول شد در اين قرن طوري مذهب شيعه وسعت بهم رسانيد که نه فقط درايران و عراق توسعه يافت بلکه تا آفريقاي شرقي هم رفت و ايرانياني که از ايران به آفريقاي شرقي مهاجرت کردند آن مذهب را با خود بردند و مساجدي در سرزمين سومالي و کنيا ساخته شد... مذهب شيعه دوازده امامي در قرن چهارم تا قاره آفريقا و تا ماداگاسکاررفت ... ."
گابريلي ، سلطه آل بويه و توسعه شيعه را نتيجه تبليغات و بزرگداشت روز دهم محرم سال (61) عاشورا ذکر نموده است .
14- گيبون
گيبون مورخ انگليسي معتقد است اگر کسي حسين را نشناسد اما حوادث عاشورا رامطالعه کند، هر چند سنگدل هم باشد يک نوع محبت و مهرباني در دلش به حسين (ع)احساس خواهد کرد.
"با آنکه مدتي از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم ، مع ذلک مشقّات و مشکلاتي را که حضرت حسين (ع) تحمل نموده ، احساسات سنگ دل ترين خواننده را بر مي انگيزد . چندان که يک نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي يابد."
15- سرويليام موير موير مي نويسد: "فاجعه کربلا نه تنها مقدرات خلافت ، بلکه مقدرات ممالک اسلامي را تعيين کرد. کيست که آن عزاداري پرشور و هيجان را ببيند و بداند که هر سال مسلمين کليه کشورهاي جهان چگونه از شام تا بامداد به سينه (عزاداري ) مي کوبند و باآهنگ موزون و محزون خود بي آنکه خسته شوند، مجنون وار فرياد مي زنند: حسين ،حسين ، حسين ، و حربه برنده و شمشير دو دمي را که سلسله بني اميه بدست دشمنان خودداده است ، تشخيص ندهد."
باز محرم شد و لواي ماتم بپاست ماتم سلطان عشق شهيد کرب و بلاست *** به عرض خلد برين فرقه کروبيان حلقه ماتم زده صاحب ماتم خداست
16ـ چارلز ديکنس
اين نويسنده انگليسي در قيام عاشورا هيچ گونه خواست مادي را دخيل ندانسته وفداکاري آن روز را صرفاًبراي اسلام دانسته است .
"اگر منظور حسين (ع) جنگ در راه خواسته هاي دنيايي خود بود، من نمي فهمم چرا خواهران و کودکانش را همراه خود برد؟ پس عقل چنين حکم مي کند که او به خاطراسلام فداکاري خويش را انجام داد."
به قتلگاه اندر، جلوه عشاق بين يکي جدا دست او، يکي سر از تن جداست *** حسين (ع) لب تشنه شد شهيد در راه حق به روز حشر و جزا هم خونبهاست
17ـ توماس ماساريک
توماس ماساريک مصيبت هاي امام حسين (ع) را با حضرت عيسي (ع) مقايسه نموده ، مي نويسد:
"مصائب مسيح نسبت به مصائب حسين (ع) مانند پرکاهي است در برابر کوهي بزرگ ".
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است *** باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين بي نفخ صور خاسته بر عرش اعظم است
18ـ جستيس آ. راسل
جستيس شاعر انگليسي به بي ادبي سپاه ستم پيشه يزيد اشاره مي کند و منظره غم انگيز آن را چنين مي نويسد:
"...آن ها دهان مبارک امام را با شلاق هاي خود نواختند. اي دهاني که من بارهامهبط ملائکه و هنگام طفوليت فروهشته بر لب پيامبر ديده ام ، اي بدني که زير پاي ستوران خوار شدي . اين همان بدن پاکي است که بينندگان را مسحور مي کرد. خوني که ازرگ هاي مبارکت ريخته و خشک شده ، معجوني آسماني است که تا کنون هيچ سم اسبي با چنين رنگ الهي رنگ نشده است . اي زمين برهنه و باير کربلا که در روي تو نه علفي است و نه چمني ، براي ابد آهنگ حزن و آه بر تو پوشيده باد چون که در سرزمين تو بدن پاره مقدس پسر فاطمه 8 افتاده است که روح خويش را به خدا تقديم نمود."
اي قوم در اين عزا بگرييدبر کشته کربلا بگرييد *** دل خسته ماتم حسينيداي خسته دلان هلا بگرييد
تا روح که متصل به جسم است از تن نشود جدا بگرييد *** بر جور و جفاي آن جماعت يک دم ز سر صفا بگرييد
19ـ کاپتين . هـ نيبلت . ج . پ .captain.H.nibletl.j.p نيبلت ، به آخرين شب حيات بابرکت امام در کربلا اشاره مي نمايد که امام حوادث روز عاشورا را به يارانش توضيح داد و فرمود کساني که با حسين بمانند جز به مرگ نينديشند. از اين رو از همه خواست که در تاريکي امام را ترک نمايند.
"آن شب هنگامي که آتش اردوها در اطراف او در بيابان شعله مي زد، امام پيروانش را جمع کرد و در يک سخنراني طولاني و قلب نواز گفت : کساني که با من بمانندفردا شهيد خواهند شد. سپس عمل بسيار زيبايي انجام داد که نشانه آگاهي کامل او ازضعف بشري و قدرت روح فداکاري وي و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود... به پيروان خود گفت که هرکس جرئت و قوت ايستادگي و شهادت را در خود نمي بيند در تاريکي به طور ناشناس و بدون خجلت برود. صبح روز عاشورا که ابرهاي ارغواني در آسمان شرق جمع مي شد هفتاد و يک نفر با ايمان دور امام را گرفتند و همگي آماده مرگ و شهادت بودند".
يکي از مقتل نويسان شب عاشورا را چنين نقل مي نمايد:
"حسين بن علي يارانش را جمع کرد و پس از حمد و ثناي خدا گفت : خدايا تو رامي ستايم که ما را به وسيله نبوت گرامي داشتي به ما قرآن آموختي در دين بصيرتمان عنايت کردي ... من هيچ کس را شايسته و بهتر از ياران خود و هيچ خانداني را صادق تر
ومتحدتر از خاندانم نديده ام . خداوند از جانب من بهترين پاداش به شما بدهد... بدانيدکه من همه شما را آزاد کرده و بيعت خود را از شما برداشتم ، تاريکي شب پوشش مناسبي است که سواره شده و برويد...زيرا اينان مرا خواسته و اگر به من دست يابند ديگران رادنبال نمي کنند... جوابي که شنيده شد سوگند به خدا چنين نمي کنيم ، بلکه جان و مال وخانواده خود را فدايت کرده و همراه تو مي جنگيم تا به خواسته ات برسيم خداوند زندگي بدون تو را زشت گرداند".
صاحب لهوف آخرين شب زندگاني امام حسين (ع) را چنين مي نگارد:
"چون شب عاشورا در رسيد، حضرت سيدالشهدا (ع) اصحاب و ياران خود را جمع نمود و شرايط حمد و ثنا الهي به جا آورد و به يارانش فرمود من هيچ اصحابي را صالح تر وبهتر از شما و نه اهل بيتي را فاضل تر و شايسته تر از اهل بيت خويش نمي دانم . خدا به همگي شما جزاي خير دهد، اينک تاريکي شب شما را فرا گرفته است هر يک از شمادست يکي از مردان اهل بيت مرا بگيريد و در اين شب تار از دور من متفرق شويد؛ زيرااراده دشمن به جز من نيست ... پس از حضرت حسين (ع) جمله به سخن در آمدند ونخست قمر بني هاشم ، جناب ابوالفضل العباس (ع) گفت : بعد از تو در دنيا چگونه زنده بمانيم ؟ هر گز خدا چنين روزي را به ما نشان ندهد و ساير برادران نيز تابع او شدند.
سپس آن حضرت نظري به فرزندان عقيل نمود و فرمود: مصيبت مسلم بن عقيل شما را بس است . من شما را اذن دادم به هر جا که خواهيد برويد... پاسخ شنيده شد...يابن رسول الله، هرگز از تو جدا نمي شويم ولکن خويش را سپر بلا مي نماييم تا در پيش روي توکشته شويم در هر مورد که تو باشي ما هم با تو خواهيم بود خدا زندگاني را بعد از تو زشت گرداند".
20ـ موريس دو کبري
مورخ اروپايي در مورد کساني که به عزاداري امام حسين پس از قرن ها خرده مي گيرند، مي گويد:
"اگر تاريخ نويسان ما حقيقت روزِ عاشورا را درک مي کردند ، اين عزاداري را غيرعادي نمي پنداشتند. پيروان حسين (ع) به واسطه عزاداري به امام مي دانند که زبوني وپستي و زير دستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول کنند؛ زيرا شعار امام و پيشواي آنان تن ندادن به ظلم و ستم بود. حسين در راه شرف و ناموس و مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي هاي يزيد نرفت . پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق خود قرار داده و از ظلم يزيديان ، بيگانگان خلاصي يافته و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم ، و اين است خلاصه تعاليم اسلام . ملتي که از گهواره تا گور تعليماتش چنين است ، پيداست داراي چه مقام و مرتبتي خواهد بودچنين ملتي داراي هر گونه شرف و افتخار هست چون همه سرباز حقيقت و عزت وشرافت اند".
درس آزادي به دنيا داد رفتار حسين
بذر همت در جهان افشاند افکار حسين
حق و باطل را به خون خويش کرد از هم جدا
آري آري تا ابد بر جاست آثار حسين
گر نداري دين به عالم لااقل آزاده باش
اين کلام نغز مي باشد ز گفتار حسين
"فضل الله صلواتي "

21ـ بولس سلامه
بولس سلامه حقوق دان و نويسنده مسيحي بيروتي مي گويد:
"شب هايي که بيدار بودم و با درد و رنج مي گذراندم و افکار و تخيلاتم مرا به يادگذشتگان کشاند و در تاريخ گذشته دو شهيد بزرگ امام علي (ع) و سپس امام حسين را به ياد من آورد، يک بار به مدت طولاني در علاقه به آن دو بزرگوار گريستم ، سپس شعر علي و حسين سروده ام ".
22 ـ بار تولومو به مسئله اي تازه در تاريخ اشاره مي نمايد که حکايت از ارتباط ايرانيان باامام حسين دارد که نماينده امام حسين در پنج فرسخي کوفه در محلي به نام "سلوجي "براي ايرانيان به زبان فارسي سخنراني کرد و حکومت يزيد را براي ايرانيان افشاء نمود.
"در 17 رجب سال شصتم هجري نماينده امام حسين (ع) در سلوجي نطقي به زبان فارسي نمود...از روزي که يزيد به جاي پدر در دمشق نشست فسق و فجور دردستگاه علني شد...در آمد بيت المال فقط صرف پرداخت مستمري کساني مي شود که مي توانند وسائل فسق و فجور يزيد را فراهم نمايند و زن هاي بيوه و يتيماني که شوهر وپدرشان در جنگ کشته شده اند در بلاد اسلامي تکدي مي کنند و هيچکس به فکر تأمين زندگي آن ها نيست . احترام خانواده نبوت رفته ،...حسين (ع) مشاهده مي نمايد حکومت ظلم و فساد عن قريب اسلام را از بين خواهد برد تصميم گرفته است ...براي نجات اسلام از ظلم و ستم اقدام کند."
23ـ کورت فريشلر کورت فريشلر آلماني در مورد امام حسين ، کتاب "امام حسين و ايرانيان " را نوشته است . فريشلر در اين کتاب اسناد و مدارک را دقيقاًثبت نکرده است و به حضور نماينده امام در ايران "شهر ري " و آشنايي کم و بيش امام حسين به زبان فارسي و علاقه متقابل امام و ايرانيان ، و حرکت امام حسين از مکه به کربلا و فعاليت مسلم بن عقيل در کوفه وحادثه کربلا و اوضاع ايران و تأثير خون حسين و نفرين زينب 3 در سقوط اموي اشاره نموده است .
کورت فريشلر طرفداري کارگر ايراني در کوفه به نام عباس بذائي (اردبيلي ) ازمسلم بن عقيل و کشته شدن او توسط سربازان محمد ابن اشعث را ذکر نموده
فريشلر در مورد جنگ تن به تن در روز عاشورا مي گويد: "در عاشورا جنگ تن به تن از بامداد تا ظهر ادامه داشت و تو گويي قضا و قدر تعمد داشت که آن روز، جنگ به آن شکل ادامه پيدا کند... که تا آخرين لحظه ناظر صحنه هاي از خود گذشتگي سربازان حسين و خود او بشوند و حتي اندکي از آن فاجعه ها از نظرشان محو نگردد".
در مورد علاقه ايرانيان و حمايت آن ها از امام حسين ، فريشلر به نقل از ابو علي سيمجور ذکر مي کند که عده اي از ايرانيان کوفه به سوي قادسيه رفتند و به کربلا رسيدند...و خود را به امام حسين رساندند. حسين گفت : پس بدانيد که من و کساني که نسبت به من وفادارند فردا به قتل خواهيم رسيد و شما از راهي که آمده ايد برگرديد تا کشته نشويد...ايراني ها گفتند: کشته شدن در راه تو براي ما سعادت است ... که بين (20 تا 30)نفر مرد ايراني در کربلا ماندند و فقط اسم (برويج = پرويز) معلوم است .
همچنان که ذکر شد در اين کتاب اسناد و مآخذ دقيقاًدرج نشده است و مورخان نيزدر اين مورد (شرکت ايرانيان در کربلا) سخني ذکر نکرده اند که فريشلر در اين موردمي گويد: "مورخان نام ايراني ها را تعمداًذکر نکرده اند؛ زيرا خلفاي عباسي با آن که به کمک ايراني ها سر کار آمدند با ايراني ها عداوت داشتند خلفاي اموي نيز خونخوارترين افراد را مأمور اداره ايرانيان مي نمودند و نمي توان ترديد داشت که يکي از علل علاقه مندي ايرانيان به علي و فرزندانش ناشي از کينه بني اميه به ايرانيان بود و علي (ع)و فرزندانش بر عکس بني اميه به ايرانيان علاقه داشتند...مورخان به خاطر بيم از بني اميه اسم ايرانيان را که از حسين حمايت کردند از قلم انداختند".
در اين کتاب به شرکت (20 تا 30) ايراني در کربلا و شهادت آن ها به نعمان بن ابي عبدالله و قاضي سعد الدين ابوالقاسم عبدالعزيز معروف به ابن براج استناد نموده است .
فريشلر معتقد است که کاروان حسين در کربلا حداکثر 200 نفر بوده و حال آن که حداکثر سپاه پياده و سوار عليه امام سي هزار نفر بودند.
حماسه حسيني با توجه به مقايسه دو سپاه يکي از حماسه هاي رزمي بزرگ جهان است : "کشته شدن حسين و يارانش قطع نظر از هر نوع نظريه ايدئولوژي از لحاظ شجاعتي که از آن مرد (بزرگ ) و يارانش به ظهور رسيد، يکي از حماسه هاي رزمي بزرگ جهان است آدمي وقتي نوشته مورخان را در خصوص روحيه حسين (ع) مي خواند،حيرت مي کند که آن مرد داراي چه ايمان و اراده اي بود که آن موقع از مشاهده سر شکافته و خونين پسرش (علي اکبر)...گريه نکرد و نناليد و گفت خدايا اين قرباني را در راه دين برحق خود، اسلام بپذير.
به نظر مي رسد که فريشلر به جاي علي اصغر، علي اکبر را نوشته است .
چرا که پس از اصابت تير حرمله بن کاهل اسدي به علي اصغر (ع) امام حسين (ع)خون او را به آسمان پاشيد که حتي قطره اي از آن خون به زمين نيفتاد.
از نظر کورت فريشلر، نطق زينب در کوفه هم در مردم تأثير نمود و هم روحيه نستوه و خلل ناپذير او را نشان داد و هم جوابي دندان شکن در جمع به عبيداللهزياد داد.
"نطق زينب در مردم خيلي اثر نمود...اولين بار بود که يک زن در کوفه ، با صداي بلند براي مردم نطق مي کرد...از روزي که شهر کوفه از صدر اسلام بنا شد تا آن روز اتفاق نيفتاده بود...زني که حرف مي زد يک اسير بود و نطق کردن يک مرد اسير يک پديده خارق العاده جلوه مي نمود تا چه رسد به اينکه يک زن اسير نطق نمايد که ...ما عظمت خود را از دست نداده ايم ما از خانواده رسالت هستيم و مباهات مي کنيم که مردان ما در راه حق کشته شده اند و ما اسيران رنج را جهت پيروي از حق تحمل مي نماييم ...برادرم باجدش رسول الله در بهشت است ...ولي آن ها که برادرم راکشتند در اين دنياملعون مي شوند... در دنياي ديگر در قعر جهنم اند..."
به نوشته فريشلر، علي بن حسين (ع) (امام زين العابدين ) در دمشق بستر بيماري بود پزشکي ايراني ـ که از پزشکان جندي شاپور به نام بختيشوع بود امام را معالجه کرد وتجويز دارو نمود.
و امام حسين در کربلا کمک ملائکه را نپذيرفت .
جبرئيل آمد که اي سلطان عشق
يکه تاز عرصه ميدان عشق
***
دارم از حق بر تو اي فرخ امام
هم سلام و هم تحيت هم پيام
که امام حسين (ع) جواب داد:
جبرئيلا رفتنت زينجا نکوست
پرده کم شو در ميان ما و دوست
***
قصه کوته شمر ذي الجوشن رسيد
گفتگو را آتش خرمن رسيد...

24- رودولف ژايگر اين نويسنده آلماني که کتاب "خداوند علم و شمشير"را در مورد حضرت علي نوشته است در مورد امام حسين مي نويسد که امام علي (ع) به پسرش مأموريت داد که باايرانيان (اسيران ) صحبت نمايد و قرآن و معني آن را آموزش دهد چرا که فارسي را به خوبي مي دانست .
25- ويل دورانت
ويل دورانت که کتاب نفيس تاريخ تمدن را نوشته است در همان کتاب به تجليل حسين از طرف پيروانش بعد از قرن ها اشاره مي کند: "شيعيان در کربلا در جايي که حسين (ع) به قتل رسيده به يادگار وي زيارتگاه بزرگي ساخته اند و هنوز هم هر ساله حادثه غم انگيز قتل وي را نمايش مي دهند و عزاداري مي کنند و از يادگار علي و دوفرزندش حسن و حسين (ع) تجليل به عمل مي آورند".
26ـ سليمان کتاني
اين نويسنده در کتاب ارزشمند "علي ابن ابيطالب نبراس و مبراس " ظلم و ستم يزيد را چنان دانسته که هنوز هم صداي خون خواهي حسين از پس قرن ها به گوش مي رسد.
"اي معاويه ...پسرت يزيد کاري که کرد اين بود که با حسين بناي خشونت وبي رحمي را گذاشت سرش را بريد و به عنوان هديه شيريني به خواهرش زينب داد تا به کربلا آيد و فرياد شيون از ناي شيعه و طرفدارانش برآيد که هنوز هم ، به خون خواهي حسين بلند است .
تا چرخ سفله بود خطايي چنين نکردبر هيچ آفريده جفايي چنين نکرد
ترسم تو را دمي که به محشر در آورند از آتش تو دود به محشر در آورند *** فرياد از آن زمان که جوانان اهل بيت گلگون کفن به عرصه محشر قدم زنند
27ـ گابريل دانکيري
دانکيري در کتاب "شهسوار اسلام " به علاقه ايراني ها به امام حسين اشاره نمود وبي اعتنايي امام به نصيحت فرزدق را ذکر مي کند که فرزدق به امام گفت : "اندکي تأمل کنيد تا کنون قلب هاي مسلمين با شماست ولي شمشير آن ها با پسر معاويه است . امام حسين (ع) به نصيحت او اعتنا نکرد".
او در مورد وحشي گري سپاه يزيد و تأثير قيام امام چنين مي نويسد:
"سربازان يزيد در آن روز (عاشورا) چنان وحشيگري و سبعيتي از خود نشان دادندکه تا آن روز کسي نظير آن را به خاطر نداشت ، آن ها حتي به کودکان شيرخوار و خردسال رحم نکردند وسر خونين حسين به دمشق فرستاده شد و يزيد پنداشت که ديگر با اين پيروزي خواهد توانست از لذت صلح و آرامش بهره مند گردد...اما خاطره آن هر سال تا به امروز در ميان سيل اشک و نوحه خواني ها و مرثيه ها تجديد مي گردد. غيرت (پيروان ) امام را به جوش آورد و ميل انتقام را بيش از پيش در آنان تقويت نمود".
هنگامي که حسين کشته شد بربدنش جاي 33 نيزه و 34 ضربه شمشير يافتند.خولي سنان بن انس سرِ امام را از بدنش جدا کرد و به خولي سپرد ولباس هاي امام را درآوردند و به سوي خيمه ها روي آوردند و آن ها را غارت کردند. و به زناني که براي حفظ لباس هايشان مقاومت مي کردند ، هجوم بردند و غارت شان کردند.
گشتند انبياء همه گريان و بوالبشربرچشم تر ز شرم نبي آستين گرفت
کردند پس به نيزه ، سري را که آفتاب از شرم او نهفت رخ زرد در آفتاب "صباحي بيدگلي "
28ـ جرج جرداق
جرج جرداق ، در مورد يزيد و سرداران او چنين مي نويسد:
"يزيد وارث همه بدي هاي اسلاف خود بود و از آن ها نيز فزون داشت از هر نوع شرارت و فساد و اعمال شيطاني که ديگر مردمان بدکار و بي آبرو دارند يزيد بهره گرفته بود، آن اندازه که يزيد شيفته لذت و شهوت بود ديگران نبودند گويند در اسب دواني خواست بر بوزينه (ميمون ) سبقت جويد، از اسب افتاد و مرد. اگر به قول يزيد، پدرش معاويه لشکري از عسل زهرآميز داشت . يزيد لشکر زهر ناب داشت در عصر او تعصب جاهليت اموي کامل شد...کسي از اخلاق انساني بي بهره تر از يزيد نبود. همان که فاجعه کربلا را برپا کرد. هيچ کس در خلق انساني کامل تر از حسين بن علي (ع) نبود که در آن واقعه شهيد شد. در يزيد همه صفات زشت و ننگين و رياست طلبي و سودجويي و جلادان خون ريز و بي اراده وجود داشت . در آن طرف ؛ يعني فرزندان علي (ع) همه صفات عالي وستوده انساني خلق کريم و شجاعت و آزادگي و شهادت به کمال و تمام بود. حسين (ع) درشب آخر عمر به اصحاب اندکش گفت : از من جدا شويد و جان خود را حفظ کنيد. امااصحابش راضي نشدند مگر جان در راه او بدهند...مسلم بن عوسجه گفت : چگونه تو رارها کنم که حق تو را اداء نکرده ايم . با نيزه و شمشير و سنگ با دشمن تو مي جنگيم که وقتي او جان به جان آفرين تسليم مي نمود حبيب بن مظاهر گفت : اي مسلم در پي تو
خواهم آمد که حر بن يزيد رياحي چون زشتي اعمال يزيد و ياران او را با فضائل پسنديده حسين و جان نثاري اصحاب او را ديد ، دلش بيدار شد و از مناصب دنيا گذشت . ياران حسين شهادت در راه او را غايت شرف و مجد مي دانستند.
آسان ترين کار براي عبيدالله بن زياد مثله کردن وکشتن بي سبب بود. شمربن ذي الجوشن چون وحشي ترين حيوان ها بود و اسب ها بر جنازه شهيدان تازاند و بر کودکان خردسال ستم ها کردند و بدن شان قطعه قطعه کردند. چون امام مشتي آب از فرات برداشت حصين بن نمير تيري به دهان حضرت زد. و قهقهه زد. عمربن سعد به دليل پست و مقام ، لشگريان را گواه گرفت که او نخستين تير را به جانب اولاد علي رها کرده است . مسلم بن عقبه اهل مدينه را ذبح نمود و سه روز شهر مدينه را بر لشکرش مباح ساخت ..."
مأموران يزيد مي گفتند در اين کشتار سهم ما چقدر است اما ياران حسين مي گفتند: اگر 70 (هفتاد) بار کشته شويم با تو هستيم .
29ـ دکتر جوزف "ژوزف " مورخ فرانسوي
ژوزف ذکر مصيبت در مورد فضائل نبي و خاندان عصمت و طهارت را موجب آگاهي مسلمانان ، به خصوص شيعه به مسائل مذهبي مي داند.
"شيعيان در ايام عزاداري به ذکر و استماع مصائب حسين (ع) مي پردازندومي کوشند که فضائل خاندان نبوت و رنج هاي آنان را به نيکوترين وجهي بيان کنند...امروز هر نقطه عالم ، مسلمانان شايسته ترين افرادي هستند که به شناخت علوم وقوف يافته اند و به ويژه شيعه که بر ساير فرق اسلامي مزيت دارند."
30ـ ل . م . بويد ـ "L.M.m.boyd:" گويا اين شخص ، اين نويسنده غربي در محفل حسين شرکت نموده و مختصري از تاريخ عاشورا را برايش توضيح داده اند که در اين مورد چنين اظهار نظر نموده است : "درطي قرون افراد بشر هميشه جرئت و پردلي و عظمت روح و بزرگي قلب و شهادت رواني رادوست داشته اند و در اثر همين هاست که آزادي و عدالت هرگز به نيروي فساد و ظلم وستم تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين و من مسرورم که درچنين روزي با کساني که اين فداکاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند، شرکت کردم هرچند که 1300 سال از تاريخ آن گذشته است ".
31ـ کلودين رولو مفسر روزنامه لوموند در مورد امام حسين و عاشورامي نويسد: "شيعيان هر سال ماه محرم به تذکر واقعه کربلا و مصيبت امام حسين (ع) که نمادي از دليري ، عدالت عليه تجسم پليدي و نيروي شقاوت است مي پردازند و ستمگران عصر را به يزيد و اشقيا تشبيه مي کنند".
نتيجه با توجه به آنچه گفته شد: قيام امام حسين و يارانش با اينکه سيزده قرن پيش روي داد، با گذشت زمان نه تنها از فراموش نگشته ، بلکه بر شمار هوا داران امام افزوده گشته و ابعاد قيام از نظر سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ، مذهبي ... روشن تر شده . مظلوميت امام و يارانش باعث ظلم و جور بني اميه چندان نپاييد که حکومت سفاک بني اميه پايه هايش سست و لرزان شد. قيام امام محصور زمان و مکان نگرديد و هر زمان که مسلمين و غير مسلمين (آزادگان ) به عمق قيام و فلسفه آن پي بردند، به آساني توانستند به پيروي از امام حسين حکومت هاي ظلم ، استعمار، استثمار و استبداد را شکست دهند وضرورت وجود رهبري صالح "امامت " در جامعه احساس گرديد. با بزرگداشت و تذکر اين روز بزرگ (عاشورا) تاملاس هندي گفته است ، در جامعه جهاني ، به خصوص در جامعه اسلامي تاابد بذر روح معنويت ، فداکاري ، ايثار موجب تقويت روح همبستگي ، حق خواهي و ارتقاءفرهنگي پاشيده شد و قيام امام حسين ثابت کرد که نتيجه کار انسان در اين جهان هم ماندگار است که در يک طرف اعمال وحشيانه و ستم و جور يزيد و در طرف مقابل صفات عالي انساني به تمام و کمال است که همه بر آن لعن و نفرين نموده و طرف مقابل را نه تنها تحسين نموده بلکه به عنوان مظهر و الگو پايداري ، شجاعت و پيروزي و حق طلبي وآزادي و ثبات در طريق حق و عدالت و ظلم ستيزي و استواري دين و صلاح جامعه ،بهترين و والاترين نمونه پيروزي اقليت بر اکثريت است . و اين است که حرکت در راه خدا،شهادت براي خدا و دفاع از مظلوم و ناموس مردم ، اصلاح امت ، جهاد براي نشر فضايل دين و دفع رذايل هميشه موجب سعادت و رستگاري است ، هر چند که به ظاهر با شکست توأم باشد. مجالس تذکر عاشورا و زيارت عاشورا...براي اين است که روح حسين (ع)هميشه و در همه جا براي احياء حق واحقاق آن است .
اللهم اجعل محياي محيا محمدٍ و آل محمد و مماتي ممات محمدٍ و آل محمد
خدايا زندگي و مرگمان را مانند زندگي و مرگ خاندان رسالت قرار بده .
حسن ختام اين مقال را به اشعار دو شاعر مشهور آذربايجان ، - شعراي اهل بيت : - مزين مي نماييم :
برادر بي تو در چشمم جهان تنگست مي نالم
فلک را بي سبب با من سر جنگست مي نالم
به صيد آشيان گم کرده مرغ بي پرو بالي
زهر سو دامن قومي پر از سنگست مي نالم
نه زنجير جفا بر گردنم تنگست از آن گويم
که عنقا را زطوق آهنين تنگ است مي نالم
اگر صبح قيامت را شبي هست آن شب است امشب
طبيب از من ملول و جان ز حسرت بر لبست امشب
سرت مهمان خولي و تنت با ساربان همدم
مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلبست امشب
صبا از من به زهرا گو بيا شام غريبان بين
که گريان ديده دشمن به حال زينبست امشب

شعر دوم : بو همان گوندور حسين با شسيز قالوب
زينب مظلومه قار داشسيز قالوب
عرش اعلاده حسينون يا سيدور
کربلا صحرا سي قان دريا سي دور
کربلا ده با شلانوب محشر بوگون
بو همان گوندور حسين با شسيز قالوب
ساکنان آسمان قان آغلوري
قدسيان کروبيان قان آغلوري
با شلا نوبدور محشر کبري بوگون
واي حسينم واي دير زهرا بوگون ...

نظرات

ارسال نظر

* فیلدهای ستاره دار حتما بایستی مقدار داشته باشند.